http://s5.picofile.com/file/8158045318/I_oErueVVL_6qdtSxXckyw.jpg

حدود 18 سال درس خواند. مدرک گرفت. رفت سرکار برای کسب روزی حلال.

عبادت خدا هم انجام داد. به مردم خدمت می کرد. با اهل خانواده خوش اخلاق بود.

 به زیارت معصومین علیهم السلام رفت.

به نیازمندان تا جایی که توان داشت کمک می کرد.

با آدم‌های خوبی دوست بود. اهل نماز و روزه بود.

آزارش به هیچکس نمی رسید،

به نظر شما جایگاه چنین آدمی پس از مرگ در این دنیا و آن دنیا چگونه است؟

و اما شاید عده ای هم دچار وسوسه های شیطانی شدند و اعمالی

خلاف رضایت خداوند انجام دادند، کسانی در نمازخواندن ثبات ندارند

حالشان خوب باشد نماز میخوانند و در بعضی مواقع خستگی مانع از

نمازخواندن آنان می شود. عده ای در جمع دوستان به غیبت کردن از

دوستان و آشنایان می پردازند و از این کار لذت می برند،

عده ای در دانشگاه با جنس مخالف بگو بخندهای شیطانی دارند،

و از تعداد بالای دوستان غیرهمجنس ابراز غرور می کنند،

عده ای تمام فکر و ذهن آنها  پول و جمع کردن ثروت است بطوریکه در باتلاق

حرص و طمع دست و پا میزنند، عده ای حسادت در دلشان رسوخ کرده و از

موفقیت دوستان و آشنایان ناراحت می شوند، عده ای فقط از دیگران

عیب می گیرند و کارشان مسخره کردن اطرافیان است،

و خیلی از کارهای بیهوده و بی اساسی که ما انسانها را از اصل خود دور می سازد.

آدمی باید به دنبال چیزهایی باشد که او را به خدای خویش نزدیک سازد

عبادت کردن، خدمت کردن به خلق، ازدواج کردن، انجام دادن اعمال حسنه ای

که در قرآن و روایات آمده است، چرا یک نفر باید در اینترنت

دنبال چیزهایی باشد که به هیچ دردی نمیخورند و برای دیدن و

یا خواندن آن اشتیاق بالایی داشته باشد ولی برای خواندن مطالبی که

انسانها را با حقیقت این دنیا و جهان آخرت آشنا می کند بی تفاوت باشد؟

به راستی اشکال اصلی کار از کجاست؟